![]() |
![]() |
|
| شر و ور |
|
تو پشت کهکشونا دو تا نهنگ بیکارن هر کی که هر چی میده رو مغز هم میمالن
یک آقاهه اومدش از اون آقا باحالا گفت که خانوم بهرامی کجا بودی تاحالا من کاوه انصاریم مثل خر گاریم هر چی که روم میزارن باز به خدا راضیم تحصیلاتم زیاده در حد یک ماموته هر کی رعال بلد نیست نصف مخش کبوده هیچ میدونی قناری چرا چماغ نداره؟ سگ توی مغز یابو واسه چی بمب میزاره این ها همه یه رازن من و بابام میدونیم به هیچ کسی نمیگیم تا شب قوی بمونیم این طوری شد که یهو بهرامی زد تو سرش آرزو کرد انصاری یه بار بشه شوهرش انصاریه با سواد سورتمه خرید با کتاب هی سر میخورد میخوندش سورعالیسم با شتاب انقدر که تند میرفتش به سرعت نور رسید با فرمول چرت و پرت از رو علف میپرید چدن گرفت تو دستش کوبید رو ناز شستش شست پاشو میگم ها همون که رفت تو مغزش حیوونکی انصاری دوست داشت بشه ماسمالی ترکمونی که کرده به صورت رعالی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:21 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر چی نظر شما چرت تر باشه بهتره لطفآ تا جایی که امکان داره ترکمون بزنید.
|
| آرشیو موضوعی |
|
چهار محال بختیاری را چه خواهد شد؟ |
| پیوندها |
|
فقط مینویسه |
|
RSS
|